« اخرین جشن برای... | صفحه اصلي | دل تنگی(مشترک:فریماه و فرزانه) »
سلام
*مامان بالاخره پا ش رو هفته ی پیش عمل کرد.(_به سلامتی!)
*کلاس های تیز هوشان(که دومین مطلب وبلاگم مربوط به اونا بود)تموم شدند.(_اخی!)
*روز پنجشنبه به همراه معاون مهربان!به خونه برگشتم و جالب اینجاس که کرایه ی من رو هم داد!(همش میگید این معاون عزیز بده،خشنه،عصبیه،وحشیه و...بچه!خجالت بکش پول اژانست رو هم داده!)
*فکر کن سر زنگ زبان، (به اتفاق دوستان) بگید:الهی این مدرسه رو سر صاحبش خراب بشه!بعد بفهمید که پدر دبیر زبان(جیگر!)یه جورایی به این مدرسه مربوطه!
*(حدود یک ماهه پیش یه مطلب در مورد یکی از دوستام نوشته بودم:که فکر می کردم اون جاسوسه و اخبار ما رو اون میده که البته اشتباه کرده بودم و به خاطره یه دوست دیگه سریعا برداشتمش.)دیروز گفتم :نکنه همون کسی که جاسوسه ،چیزهایی که اینجا می نویسم رو لو میده؟؟؟!!!
*از همین جا به دوست عزیزی که اخبار درونی رو(به خاطره اینکه خیلی خیلی دوستمون داره!!!!)به مدیر(زه-ه جون !)ومعاون عزیز(فر-با جون!)میگه،می گم:نگو!(_اه فریماه!چه حرف کوبنده ای!اونم دیگه نمی گه؟!)
نکته:
معاون مهربان هر گونه ارتباط با جاسوس مهربان تر را انکار می کنه!
دبیر زبان واقعا جیگره!(_بله !مخصوصا وقت هایی که میگه این فریماه چه دختره خوبیه!)
معرفی یک جیگر دیگر:معلمه ،دبیره،عشقه،اکسیژنه؛خانم کیا!(دس دس دس دست!)
راهنمایی برای یافت:
1-نام مدیر:الان ظهره؟؟؟!!!!!
2-نام معاون عزیز تر از جان:بابا!من فریبا نیستم!من فریماه هستم!
Posted by farimah at April 30, 2006 7:54 PM
Comments
اول!
Posted by: دلارام اکار at May 2, 2006 6:50 PM
سلام به ما سر نمی زنی
امروز خوش گذشت
ما که همه ی کلاسا رو دو در کردیم زدیم و رقصیدیم!
من نه من نرقصیدم
چون جا نبود!
Posted by: دلارام اکار at May 2, 2006 6:52 PM
من اگه جات بودم دیگه دبیر زبان رو نگاه نمی کردم.
Posted by: م س ا ف ر at May 3, 2006 4:28 PM
فريماه جون مردم رو منع نکن يکهو ديدي از فردا گفتن تو جاسوسي ها
Posted by: arezoo! at May 10, 2006 6:50 PM

